برچسب:
نویسنده: آرمان کریمیان
_ بخور تا به اردوگاه نری!
یکی شان بی درنگ گل را میخورد و کناری اش کمی اشک میریزد اما ان هم تن میدهد به این تقدیر شوم . به لباس ها و سر و وضع شان که نگاه میکنم میبینم بیشتر از ده یا دوازده سال سن ندا
برچسب:
نویسنده: آرمان کریمیان
برچسب:
نویسنده: آرمان کریمیان
برچسب:
نویسنده: آرمان کریمیان
برچسب:
نویسنده: آرمان کریمیان
برچسب:
نویسنده: آرمان کریمیان